دردسرهای سفرهای تهران به شمال

هر تعطیلی که به دلایل مختلف پیش میاد مانند آلودگی هوا، سرما و گرما، کمبود انرژی و بین تعطیلات و... سیلاب عظیمی از مسافران را می بینیم که با خودرو شخصی از جاده های مختلف هراز و چالوس و رشت و.. راهی شمال می‌شوند و شاهد ترافیک های سنگین میشویم.

چرا این سناریو هر هفته و هر ماه داره تکرار میشه و جاده ها گاها ساعت ها بسته میشه؟

ایا در این شرایط سرزنش مسافران شمال درست است یا غلط؟

روزنامه همشهری نوشته جالبی داشت که اینجا برای شما به اشتراک گذاشته و دوستدارمنظر شما را بدانم:

به واسطه ویدئوهای ترافیک شدید شمال کشور در تعطیلات اخیر که در محور قزوین به رودبار به 28کیلومتر هم رسید و همچنین عکس‌هایی که نشان می‌داد مسافران، کنار پارک‌ها برای اسکان چادر زده‌اند، عده‌ای در حال شماتت مردم هستند که چرا برای هر تعطیلاتی به شمال می‌روید و ترافیک ایجاد می‌کنید و... .

🔹به هر روی باید نوک پیکان انتقاد را به سوی متولیان سفر و گردشگری گرفت که در این زمینه ضعیف عمل کرده‌اند، نه مردمی که می‌خواهند برای 2یا 3روز، خانواده‌شان را از آپارتمان‌های کوچک و هوای آلوده تهران نجات دهند و یک سفر کوتاه داشته باشند

این ترافیک ها علاوه بر این که مسافران را اذیت می کند افرادی که کارشان با سفر بوده و مجبور هستن مرتب از این جاده ها گذر کنند سخت تر است

سلام ، روز بخیر

بعداز چند روز آلودگی شدید هوا در تهران ، امروز صبح باران رحمت خدا باریدن گرفت و هوای مطبوع تهران بخصوص در پارک ها ، شوق و نشاط آفرید.

در بین راه فکر میکردم آیا این همه افراد که در ترافیک سنگین صبحگاهی راهی محل کار میشوند به چه هدف و با چه امیدی مشکلات و سختی ها را تحمل می کنند؟

هر کسی می توانست راحت در بستر گرم و نرم خوابیده باشدو این همه سختی ترافیک و تنگی و فشردگی مسافران در مترو و بی آرتی و اتوبوس ها را تحمل نکند. و یا وقتی در حال رانندگی لحظه به لحظه کلاج و ترمز گرفته و با زانودرد و خستگی به خانه برگردد.

بی شک آنچه همه این مصائب شیرین را قابل تحمل می کند هدف آنان است تا بلکه بتوانند برای خود و خانواده درآمد کسب کرده و برای امرار و معاش عادی دستش جلوی دیگران دراز نشود.

در راه عده ای را می بینی که به سن و سال آنان نمیخورد که کار کنند ولی ببین چقدر وضعیت اقتصادی مردم بد است که در این سنین بازهم باید کار کنند و کار...

یعنی مردم ما نباید بازنشستگی واقعی را که همان استراحت و تفریح و ورزش و سفر و.. باشد را تجربه کنند؟

دیده ام کسانی را که بعداز بازنشستگی ، بسیار بیشتر از زمان اشتغالشان کار می کنند تا روزی که دیگر رمقی در جان نمانده و یهو به خواب ابدی می روند.

آری ، دلم میگیرد وقتی می بینم خانواده ها هیچوقت از دغدغه امرار و معاش و درآوردن یک لقمه نون حلال فارغ نشده و همواره دلهره فردا و فرداها را دارند.