🌹🌹 "همه عمر برندارم سر از این خُمار مستی"

" که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی"

تو همان صدای باران ، تو طلیعه ی سحرگه

تو نوای پاک قرآن ، تو همان خدا پرستی

به  گذشت روزگاران نروی ز کلبه ی  دل

تو به جانِ من مقیمی

،  درِ کلبه را شکستی تو به باغ آرزوها

، ثمری نهفته داری تو شکوفه ی بهاری ،

تو پیام عشق هستی به زمین و آسمانها

، به تمام کهکشانها به کجا تو را بجویم

، که ز هر مکان برَستی نظری به قلب من کن ،

که ز هجر تو غمینم همه مست جام رویت ،

تو که خود خُمِ الستی تو و جام پر شرابت

، منِ عاشقِ خرابت "تو و زهد و پارسایی

، من و عاشقی و مستی" #دکترحیدریان 🙏🙏🌹🌹