رابطۀ عقل و ادب
رابطۀ عقل و ادب
حضرت علی(علیه السلام) فرمودند: «أَلأَدَبُ فی الإنسانِ کَشَجَرَةٍ أَصلُهَا العَقلُ» ادب در انسان مانند درختي است كه ريشهاش عقل است. حضرت ادب را در انسان به درختی تشبیه فرموده است که ریشه او عقل است. ما وقتي به روایاتمان مراجعه میکنیم، میبینیم یک رابطه مستقیم بین عقل و ادب مطرح میشود. روایات متعدّدي داریم که در آنها رابطه بین عقل و ادب را با تعبیرات مختلفه مطرح میکند. مثلاً در روایتی از علی (علیه السلام) آمده است: « کُلُّ شَئٍ یَحتاجُ أِلَی العَقلِ وَ العَقلُ یَحتاجُ إِلَی الأَدَبِ» هر چيزي به عقل احتياج دارد و عقل محتاج ادب است.
حضرت در این روایت احتیاج عقل را به ادب مطرح میفرماید، یعنی اگر عقل بود و ادب نبود، این عقل بیفایده است. اين مفهوم روايت است. در روايتي ديگر از علی (علیه السلام): « لَن یَنجَع أَلأَدَبُ حَتّی یُقارِنَهُ العَقلُ» ادب سود نميدهد مگر آنكه همراه با عقل شود.
ادب به عقل محتاج است، و عقل به ادب. حضرت یک رابطه تنگاتنگ بین عقل و ادب برقرار میکند. تعبیرات زیاد دیگري در اين رابطه داريم. مانند: «نِعمَ قَرینُ العَقلِ أَلأَدَب» بهترين همنشين عقل ادب است. «لا أَدَبَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ» كسي كه عقل ندارد، ادب ندارد. امثال این تعبیرات زیاد است.