ماموریت زنان

میگفت:

خدا زنان را آفرید تا دو تا کار مهم را انجام بدهند

۱_ وقتی مرد در خانه کلافه و بی قرار است آرامش کنه

۲_ وقتی مرد در خانه آرام نشسته، کلافه و بی قرارش کنه

هیچی بهش نگفتم فقط آروم خندیدم...

چی میگفتم؟ تایید می کردم یا مخالفت

نیم کیلو، ترفند گول زننده میوه فروش های دوره گرد

حتما شما هم با تابلو نیم کیلو فلان قیمت را کنار خیابان و جاده و میادین شهر دیده اید.

از دور اولا کلمه نیم را از بس که ریز و مخفی نوشته اند که نمی بینی و به تصور اینکه مثلا قیمت یک کیلو را قید کرده نگه می داری ولی موقع خرید متوجه میشوی قیمتش دو برابر محاسبه شده است. علت را جویا میشوی می فرمایند نیم کیلو اینقدر هست و...

واقعا جای تاسف است چنین رفتار فریبنده و توهین آمیزی .

شما فروشنده محترم، لطفا قیمت یک کیلو را قید کنید کسی که واقعا خریدار باشه نگه می‌داره و با رضایت خرید می کند.

پولی که با فریب به جیب من و شما برود درست خرج نخواهد شد.

مراقب باشیم.

و شما مشتری های چین دوره گردهمایی توجه کنید که کلا خرید از کسی که چنین فریبکاری را انجام می‌دهد را ممنوع کنید برای خودتان تا بلکه رفتار فروشندگان اصلاح شود.

درد انضباط، درد پشیمانی

‏ما بايد يكى از اين دو درد را
انتخاب كنيم:
- درد انضباط
- درد پشيمانى
و تفاوت اينجاست كه سنگینی پشیمانی، بسیار بیشتر از درد انضباط است.

#جیم_ران

مراقب باشیم کسی دلش نگیره

این روزها که مدرسه ها باز شده مجددا شاهد هستیم که والدین بچه ها را به مدرسه می رسانند و از مدرسه تحویل گرفته و به خانه برمی گردانند.

والدین و بچه ها چه وقت رفتن به داخل مدرسه و چه خروج از مدرسه همدیگر را بغل می کنند و والدین ناز بچه هاشون را می کشند . این اتفاق زیبا هم برای بچه ها و هم برای والدین بسیار زیبا و خوشایند است ولی توجه داشته باشیم که برخی از دانش آموزان پدر یا مادر خود را از دست داده اند و یا برخی پدر و مادر های این کشور فرزندانشان را از دست داده اند.

مراقب باشیم با احساسات و واکنش های خود دل آنان را نلرزانیم.

بهتر است نوازش و محبت کردن را به خانه یا کمی دورتر از چشم عزیز از دست داده ها انجام بشه تا خدای نکرده غصه آنها افزون نشود.

در نزد کسی که پسرش را از دست داده، مرتب از پسرمان تعریف نکنیم و خاطره ها تعریف نکنیم.

روزی سر میز ناهارخوری در محل کارم ، یکی از دوستان به ما که دور میز نشسته بودیم اتفاق که چند روز پیش افتاده بود را تعریف می کرد.

گفت من معمولا محل کارم با کت و شلوار رسمی میام ولی خونه پدر و مادرم و فامیل با لباس اسپورت یا معمولی.

یک روز وسط کارم یک ساعت مرخصی گرفتم تا به دفترخانه بروم که پدرم اونجا منتظر من بود. وقتی با کت و شلوار وارد شدم لحظاتی پدرم به من خیره شد و گفت چه قدر این لباس ها بهت میاد . چقدر در لباس رسمی با ابهت و با جذبه هستی. و من چقدر از خوشحالی پدرم ذوق کردم.

در همین حال من یا پدر مرحوم خودم افتادم و بغض گلویم را گرفت وسط غذا خوردن. چشمانم اشک آلود شد و چیزی نمانده بود گریه کنم.

انسان ها همه خاطره دارند و به محبت پدر و مادر و فرزند محتاج.

ابراز محبت و عشق همیشه خوبه ولی مراقب باشیم دلی نلرزد

روز تولدم

اول مهر روز تولدمه. هر ساله در چنین روزی بیشتر مردم یا درگیر مدرسه و بچه ها هستند یا پیگیر رفتن رئیس جمهور به نیویورک و سخنرانی ایشان .

نمیدونم چرا این قدر بی فکر هستند برنامه ریزان سازمان ملل متحد که سخنرانی مهم رئیس جمهور کشور ما را همزمان با تولد من برنامه ریزی کرده اند که مردم نتوانند به جشن تولد من توجه کنند😄😄😄😄

خب بهشون بگید سخنرانی رئیس جمهور ایران را هماهنگ کنند برای دوم مهر.

من که نمیتونم جشن تولدم را زودتر یا دیرتر برگزار کنم.

والله

این هم از شانس ماست