طمع

حکایت «سگ و طمع»

سگی گوشت در دهان داشت. سایه‌ی خویش در آب دید، گمان برد گوشت دیگری است.

برای گرفتن آن دهان گشود، گوشت خود در آب افتاد و از هر دو بی‌نصیب شد.



نکته: طمع‌کاری سبب از دست دادن داشته‌های واقعی می‌شود.

همان‌طور که می‌بینی، عبید زاکانی با زبانی طنزآلود اما ساده، عیب‌های بزرگ انسانی چون ریا، نادانی، طمع، حماقت و دنیاپرستی را آشکار می‌کند

مرغ و قفس

چقدر جالب است مفهوم این شعر

لطفا بخونید:

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
چه نکوتر آنکه مرغــی ز قفـس پریده باشد

پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند
چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد

من از آن یکی گـزیدم که بجـز یکـی ندیدم
که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد

عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید
نکند که از رقیبان سـخنی شـنیده باشد

اگر از کسی رسیده است به ما بدی بماند
به کسی مبـاد از ما که بدی رسـیده باشد

نمک نشناسی

در طول سال‌های گذشته چند بار شاهد اتفاق ناراحت کننده بودم و آن این بود که وقتی یک مربی برای تیم زحمت می کشد تا به لیگ بالاتر راه پیدا کند و موفق میشود، بعداز رفتن به لیگ بالاتر، مسئولان محترم آن مربی را برکنار و شخص دیگری را جایگزین او می کنند.

جای تاسف است که اجازه نمی دهند ان فرد طعم شیرین موفقیت خودش را بچشد.

این اتفاق در تیپ های پیکان و نساجی مازندران و... اتفاق افتاده و معرفت را زیر سوال برده است.

اسپانیا

در جریان قهرمانی تیم فوتبال اسپانیا، شاهد حضور پادشاه اسپانیا و خانواده او بودیم . آنچه بیشتر از هر چیز توجه همه را جلب کرد اولا رفتار با متانت و با خضوع خانواده سلطنتی بودیم ثانیا پوشش و آرایش همسر و دختران پادشاه یک مملکت بودیم که چقدر ساده و بی آرایش و اندازه بودند.

در ایران و برخی کشورهای عربی، خانم ها برای رفتن به یک مهمانی کوچک هم چقدر رنگ و لعاب می زنند و چقدر هزینه آرایش می دهند ولی خانواده یک پادشاه بدون آرایش و تشریفات اضافه در مراسم مهم کشور شرکت می کنند.

زیبای انسان در رفتار و ادب اوست نه در پوشش های عجیب و غریب و آرایش های غلیظ.

کار خوب و حرف درست را باید از همه قبول کرد و ستایش کرد حتی ان فرد دشمن تو باشد.

رابطۀ عقل و ادب

رابطۀ عقل و ادب

حضرت علی(علیه السلام) فرمودند: «أَلأَدَبُ فی الإنسانِ کَشَجَرَةٍ أَصلُهَا العَقلُ» ادب در انسان مانند درختي است كه ريشهاش عقل است. حضرت ادب را در انسان به درختی تشبیه فرموده است که ریشه او عقل است. ما وقتي به روایاتمان مراجعه میکنیم، میبینیم یک رابطه مستقیم بین عقل و ادب مطرح میشود. روایات متعدّدي داریم که در آنها رابطه بین عقل و ادب را با تعبیرات مختلفه مطرح میکند. مثلاً در روایتی از علی (علیه السلام) آمده است: « کُلُّ شَئٍ یَحتاجُ أِلَی العَقلِ وَ العَقلُ یَحتاجُ إِلَی الأَدَبِ» هر چيزي به عقل احتياج دارد و عقل محتاج ادب است.

حضرت در این روایت احتیاج عقل را به ادب مطرح میفرماید، یعنی اگر عقل بود و ادب نبود، این عقل بیفایده است. اين مفهوم روايت است. در روايتي ديگر از علی (علیه السلام): « لَن یَنجَع أَلأَدَبُ حَتّی یُقارِنَهُ العَقلُ» ادب سود نميدهد مگر آنكه همراه با عقل شود.

ادب به عقل محتاج است، و عقل به ادب. حضرت یک رابطه تنگاتنگ بین عقل و ادب برقرار میکند. تعبیرات زیاد دیگري در اين رابطه داريم. مانند: «نِعمَ قَرینُ العَقلِ أَلأَدَب» بهترين همنشين عقل ادب است. «لا أَدَبَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ» كسي كه عقل ندارد، ادب ندارد. امثال این تعبیرات زیاد است.