حکایت «سگ و طمع»

سگی گوشت در دهان داشت. سایه‌ی خویش در آب دید، گمان برد گوشت دیگری است.

برای گرفتن آن دهان گشود، گوشت خود در آب افتاد و از هر دو بی‌نصیب شد.



نکته: طمع‌کاری سبب از دست دادن داشته‌های واقعی می‌شود.

همان‌طور که می‌بینی، عبید زاکانی با زبانی طنزآلود اما ساده، عیب‌های بزرگ انسانی چون ریا، نادانی، طمع، حماقت و دنیاپرستی را آشکار می‌کند