زندگی را زندگی کن

کوچه چراغانی شده
به چه بارانی شده
از خانه بزن بیرون یااااار
زندگی را زندگی کن
کمی دیوانگی کن
غم ها را به خاطر نسپار
زیبایی دنیا دو برابر شده با عشق
حال دل هر آدمی بهتر شده با عشق
ای جان که خدا دارد هوای دل مارا
دوران غم و غصه به آخر شده با عشق
کوچه چراغانی شده
به چه بارانی شده
از خانه بزن بیرون یااااار
زندگی را زندگی کن

دانلود آهنگ میلاد هارونی زندگی
کمی دیوانگی کن
غم ها را به خاطر نسپار
چشم بد از این حال رویایی زیبا به دور
آدم صبور میکند از همه غم ها عبور
بی هوا بخند بی هوا حال کسی را بپرس
بی هوا بخند تا همه دنیا شود غرق نور

زندگی، سلام و خداحافظی

زنـدگی یک پاداش است
نه یک مکافات...
فرصتی است کوتاه..
تا ببالی، بدانی، بیندیشی
بفهمی، و زیبا بنگری...

"زندگیت را
خوب زنـدگی کن..."

وقتی هم گفتند وقت رفتن است و باید بری، با دل خوش و بدون ناراحتی بری و بدانی که سبک میری و با رضایت.
سلام،
صبح بخیر

امروز ۲۲ آذر ماه ۱۴۰۴ ، خدا را شکر که کمی آلودگی هوا کاهش پیدا کرده، کمی باران و برف در کشور اومده، کمی سایه جنگ کمتر شده و... و هزاران شکر...

بهترین ها را برایتان آرزو می کنم همانگونه که قبلا هم برایتان آرزو می کردم

از زندگی چی فهمیدم

پرسید تا اینجا چیا از زندگی فهمیدی؟
راستش من فهمیدم خیلی از آدم‌ها فقط ویترین زیبایی دارن
فهمیدم غرور توی رانندگی کار دستِ آدم میده
فهمیدم اگه حتی راه با منه به احمق‌های عجول اجازه‌ی رد شدن بدم.

فهمیدم آدم‌های ترسو همه‌چیز رو زیر سوال می‌برن غیر از خودشون
فهمیدم اگه چیزی رو بیشتر از خدا دوست داشته باشی ازت گرفته می‌شه بدون شک
فهمیدم آدم‌هایی که در یک زمینه بیشتر ادعا می‌کنند هیچی نیستند.

فهمیدم افتخار به چیزی که دستاوردِ تو نبوده نشون‌دهنده‌ی زوال عقله
فهمیدم سخت‌گرفتن به همه‌چی یعنی سخت گذشتن زندگی

فهمیدم هر کارِ بدی تاوان داره حتی اگه از کارت پشیمون شده باشی
فهمیدم عدو می‌تونه سبب خیر بشه، فهمیدم دشمنت یه زمانی دوستت می‌شه همون‌طور که دوستت می‌تونه دشمنت باشه

فهمیدم هرچی توی ذهنت بیاد شدنیه هرچقدر سخت، فهمیدم دست کم گرفتن آدما پشیمونت می‌کنه

فهمیدم بدنِ انعطاف‌پذیرِ گربه‌ها شوخی نیست، فهمیدم ضربه خوردن آدم‌و بزرگ می‌کنه

فهمیدم آدمی‌زاد می‌تونه مرهم باشه، فهمیدم روی معده نباید خیلی حساب کنی چون به غلط کردن میندازتت

فهمیدم قرار نیست به همه لبخند بزنم همیشه، فهمیدم پارتی داشتن خیلی چیزِ خوبیه کاش قسمتِ همه بشه

فهمیدم انگشتر توی اعتماد به نفس تاثیرگذاره، فهمیدم قانع بودن همیشه هم جواب نیست باید بعضی جاها پررو باشی

فهمیدم آدم‌هایی که بی‌سروصدا کارو جلو می‌برن خیلی موفق‌ترن

فهمیدم دلِ آدمارو به دست آوردن جای دوری نمی‌ره تا به خودت برگرده

در آخر فهمیدم "پذیرفتن" توی زندگی خیلی مهمه
این یعنی تو به بلوغ رسیدی

دنیای عجیب


خدایا دنیای‌ محدودم را با حضور خودت وسعت ببخش تا بدانم وقتی پا به پای تو قدم بردارم؛ به آرامشی خواهم رسید که دیگر بی‌قراری‌ها سهم روزهایم نمی‌شود و من می‌مانم و خدایی که بودنش حال دلم را خوب میکند.

امروز رهاترین روز زندگی‌ام را تجربه میکنم. خود را به آغوش پر مهر خدایم میسپارم و با تمام وجود از موهبت‌هایش لذت میبرم.

دنیای ما هر روز و هر سال نسبت به گذشته سخت تر ، فقیر تر، پر اضطراب تر پیش می رود. اینگار قطار ترمز بریده و به سمت دره خطرناک با سرعت بالا حرکت می کند.

خدایا چرا ما را امتحان می کنی؟ ما طاقت امتحانات سخت را نداریم. بر ما آسان بگیر و رحم کن. به فرزندان و بچه های ما رحم کن

زندگی

سلام دوستان و همراهان عزیز.


ما چنان زندگی می‌کنیم که گویی
همواره در انتظار چیزی بهتر هستیم،
حال آن‌که اغلب آرزو می‌کنیم که
ای کاش گذشته بازگردد
و بر آن حسرت می‌خوریم.

ما به زمان به‌سان چیزی نظر می‌کنیم
که باید درگذرد و در این رهگذر ما را
به اهداف و خواسته‌هامان برساند.

اکثر مردم هنگامی که به پایان کار می‌رسند و نظری بر گذشته می‌افکنند‌،
درمی‌یابند که سرتاسر زندگی را
چون چیزی گذرا زیسته‌اند
و با حیرت مشاهده می‌کنند
که آنچه بی‌اعتنا از کنارش گذشته‌اند
و لذتی از آن نبرده‌اند
همان زندگی‌شان بوده،
یعنی همان چیزی که به خاطرش
زندگی کرده‌اند...

#‏آرتور_شوپنهاور