دنیای عجیب
خدایا دنیای محدودم را با حضور خودت وسعت ببخش تا بدانم وقتی پا به پای تو قدم بردارم؛ به آرامشی خواهم رسید که دیگر بیقراریها سهم روزهایم نمیشود و من میمانم و خدایی که بودنش حال دلم را خوب میکند.
امروز رهاترین روز زندگیام را تجربه میکنم. خود را به آغوش پر مهر خدایم میسپارم و با تمام وجود از موهبتهایش لذت میبرم.
دنیای ما هر روز و هر سال نسبت به گذشته سخت تر ، فقیر تر، پر اضطراب تر پیش می رود. اینگار قطار ترمز بریده و به سمت دره خطرناک با سرعت بالا حرکت می کند.
خدایا چرا ما را امتحان می کنی؟ ما طاقت امتحانات سخت را نداریم. بر ما آسان بگیر و رحم کن. به فرزندان و بچه های ما رحم کن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۴ ساعت 8:45 توسط جوادقاضی جهانی
|